پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

ای شده خوی تو با من بتر از خوی رقیب

روزم از هجر سیه ساخته چون روی رقیب

گفته بودی که: سگ ما ز رقیب تو بهست

لیک پیش تو به از ماست سگ کوی رقیب

بسکه از کعبه کوی تو مرا مانع شد

گر همه قبله شود، رو نکنم سوی رقیب

آن همه چین که در ابروی رقیبت دیدم

کاش در زلف تو بودی، نه در ابروی رقیب

تا رقیب از تو مرا وعده دشنام آورد

ذوق این مژده مرا ساخت دعاگوی رقیب

گر بهر موی رقیب از فلک آید ستمی

آن همه نیست سزای سر یک موی رقیب

یار پهلوی رقیبست و من از رشک هلاک

غیر ازین فایده ای نیست ز پهلوی رقیب

چون هلالی اگر از پای فتادم چه عجب؟

چه کنم؟ نیست مرا قوت بازوی رقیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴چیست پیراهن آن دلبر شیرین حرکات
  2. شمارهٔ ۴۵وه! چه عمرست این که در هجر تو بردم عاقبت؟
  3. شمارهٔ ۴۶در آفتاب رخش آب باده تاب انداخت
  4. شمارهٔ ۴۷ما عاشقیم و بی سر و سامان و می پرست
  5. شمارهٔ ۴۸ای که از یار نشان می طلبی، یار کجاست؟
  6. شمارهٔ ۴۹ای که می پرسی ز من کان ماه را منزل کجاست؟
  7. شمارهٔ ۵۰روز نوروزست، سرو گل عذار من کجاست؟
  8. شمارهٔ ۵۱ای باد صبح، منزل جانان من کجاست؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.