پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

روز نوروزست، سرو گل عذار من کجاست؟

در چمن یاران همه جمعند یار من کجاست؟

مونسم جز آه و یارب نیست شبها تا بروز

آه و یارب! مونس شبهای تار من کجاست؟

گشته مردم، هر یکی، امروز، صید چابکی

چابک صید افگن مردم شکار من کجاست؟

نیست یک ساعت قرار این جان بی آرام را

یارب! آن آرام جان بی قرار من کجاست؟

سوخت از درد جدایی دل بامید وصال

مرهم داغ دل امیدوار من کجاست؟

روزگاری شد که دور افتاده ام، آخر بپرس

کان سیه روز پریشان روزگار من کجاست؟

بود عمری بر سر کویت هلالی خاک ره

رفت بر باد و نگفتی: خاکسار من کجاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲ز باغ عمر عجب سرو قامتی برخاست
  2. شمارهٔ ۵۳هر آتشین گلی، که بر اطراف خاک ماست
  3. شمارهٔ ۵۴عکس آن لبهای میگون در شراب افتاده است
  4. شمارهٔ ۵۵مه ز جور فلک دوتا شده است؟
  5. شمارهٔ ۵۶رفته‌ست عزیز من و مکتوب نوشته‌ست
  6. شمارهٔ ۵۷دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتست
  7. شمارهٔ ۵۸ماه من، عیدست و شهری را نظر بر روی تست
  8. شمارهٔ ۵۹دلم بسینه سوزان مشوش افتادست
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.