پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

ماه من، عیدست و شهری را نظر بر روی تست

روی تو چون ماه عید و ماه نو ابروی تست

روشن آن چشمی که ماه عید بر روی تو دید

شادی آن کس که روز عید در پهلوی تست

می رود هر کس بطوف عید گاه از کوی تو

من ز کویت چون روم؟ چون عید گاهم کوی تست

در صباح عید، اگر مشغول تکبیرند خلق

بر زبانم از سحر تا شام گفت و گوی تست

گر بیندازی خدنگی از کمان ابرویت

بر دل و بر سینه من منت ابروی تست

روز عید و مایل خوبان ز هر سو عالمی

میل من از جمله خوبان عالم سوی تست

هر کسی هندوی خود را شاد سازد روز عید

شاد کن مسکین هلالی را، که او هندوی تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰عشقبازی چه بلا فکر خطایی بودست!
  2. شمارهٔ ۶۱راه وفا پیش گیر، کان ز جفا خوشترست
  3. شمارهٔ ۶۲دل‌های مردمان به نشاط جهان خوش است
  4. شمارهٔ ۶۳مرا ز عشق تو صد گونه محنت و المست
  5. شمارهٔ ۶۴جان من، الله الله! این چه تنست؟
  6. شمارهٔ ۶۵این همه لاله، که سر بر زده از خاک منست
  7. شمارهٔ ۶۶این چنین بیرحم و سنگین دل، که جانان منست
  8. شمارهٔ ۶۷بهر که قصه دل گفته ام دلش خونست
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.