پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتست

از روز من مپرس، که آن خود قیامتست

یارب! ترحمی، که ز سنگ جفای چرخ

ما دل شکسته ایم و زهر سو ملامتست

بر آستان عشق سر ما بلند شد

وین سر بلندی از قد آن سروقامتست

رفتن ز کوی او کرمی بود از رقیب

این هم که رفت و باز نیامد کرامتست

ثابت قدم فتاده هلالی براه عشق

او را درین طریق عجب استقامتست!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹دلم بسینه سوزان مشوش افتادست
  2. شمارهٔ ۶۰عشقبازی چه بلا فکر خطایی بودست!
  3. شمارهٔ ۶۱راه وفا پیش گیر، کان ز جفا خوشترست
  4. شمارهٔ ۶۲دل‌های مردمان به نشاط جهان خوش است
  5. شمارهٔ ۶۳مرا ز عشق تو صد گونه محنت و المست
  6. شمارهٔ ۶۴جان من، الله الله! این چه تنست؟
  7. شمارهٔ ۶۵این همه لاله، که سر بر زده از خاک منست
  8. شمارهٔ ۶۶این چنین بیرحم و سنگین دل، که جانان منست
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.