پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

راه وفا پیش گیر، کان ز جفا خوشترست

گرچه جفایت خوشست، لیک وفا خوشترست

روی چو گل برگ تو از همه گلها فزون

کوی چو گلزار تو از همه جا خوشترست

هجر بتان ناخوشست، سرزنش خلق نیز

دیدن روی رقیب از همه ناخوشترست

بارخش، ای نقشبند، دعوی صورت مکن

صنعت خود را مبین، صنع خدا خوشترست

کاش براهت سرم سوده شود همچو خاک

زانکه چو من عاشقی بی سر و پا خوشترست

محتسب، از نقل و می منع هلالی مکن

کز ورع و زهد تو شیوه ما خوشترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳مرا ز عشق تو صد گونه محنت و المست
  2. شمارهٔ ۶۴جان من، الله الله! این چه تنست؟
  3. شمارهٔ ۶۵این همه لاله، که سر بر زده از خاک منست
  4. شمارهٔ ۶۶این چنین بیرحم و سنگین دل، که جانان منست
  5. شمارهٔ ۶۷بهر که قصه دل گفته ام دلش خونست
  6. شمارهٔ ۶۸نخل بالای تو سر تا به قدم شیرینست
  7. شمارهٔ ۶۹برخیز، تا نهیم سر خود بپای دوست
  8. شمارهٔ ۷۰گفتی: بگو که: در چه خیالی و حال چیست؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.