پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

ای باد صبح، منزل جانان من کجاست؟

من مردم، از برای خدا، جان من کجاست؟

شبهای هجر همچو منی کس غریب نیست

کس را تحمل شب هجران من کجاست؟

سر خاک شد بر آن سر میدان و او نگفت:

گویی که بود در خم چوگان من کجاست؟

خوبان سمند ناز بمیدان فگنده اند

چابک سوار عرصه میدان من کجاست؟

تا کی رقیب دست و گریبان شود بمن؟

شوخی که می گرفت گریبان من کجاست؟

خوش آنکه: چون بسینه ز پیکان نشان نیافت

تیر دگر کشید که: پیکان من کجاست؟

از نه فلک گذشت، هلالی، فغان من

بنگر که: من کجایم و افغان من کجاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳هر آتشین گلی، که بر اطراف خاک ماست
  2. شمارهٔ ۵۴عکس آن لبهای میگون در شراب افتاده است
  3. شمارهٔ ۵۵مه ز جور فلک دوتا شده است؟
  4. شمارهٔ ۵۶رفته‌ست عزیز من و مکتوب نوشته‌ست
  5. شمارهٔ ۵۷دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتست
  6. شمارهٔ ۵۸ماه من، عیدست و شهری را نظر بر روی تست
  7. شمارهٔ ۵۹دلم بسینه سوزان مشوش افتادست
  8. شمارهٔ ۶۰عشقبازی چه بلا فکر خطایی بودست!
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.