پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

هر آتشین گلی، که بر اطراف خاک ماست

از آتش دل و جگر چاک چاک ماست

دامن کشان ز خاک شهیدان گذشته ای

گردی، که دامن تو گرفتست، خاک ماست

ساقی، برو، که باده گل رنگ بی لبش

گر آب زندگیست که زهر هلاک ماست

پاکست همچو دامن گل چشم ما ولی

دامان یار پاک تر از چشم پاک ماست

دهقان سالخورده، که پاینده باد، گفت:

آنست آب خضر، که در جوی تاک ماست

درمان دل مجوی، هلالی، که درد عشق

خاص از برای جان و دل دردناک ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵مه ز جور فلک دوتا شده است؟
  2. شمارهٔ ۵۶رفته‌ست عزیز من و مکتوب نوشته‌ست
  3. شمارهٔ ۵۷دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتست
  4. شمارهٔ ۵۸ماه من، عیدست و شهری را نظر بر روی تست
  5. شمارهٔ ۵۹دلم بسینه سوزان مشوش افتادست
  6. شمارهٔ ۶۰عشقبازی چه بلا فکر خطایی بودست!
  7. شمارهٔ ۶۱راه وفا پیش گیر، کان ز جفا خوشترست
  8. شمارهٔ ۶۲دل‌های مردمان به نشاط جهان خوش است
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.