پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

مه ز جور فلک دوتا شده است؟

یا ز مه پاره ای جدا شده است

دل ز دستم شد و نیامد باز

تا بدست که مبتلا شده است؟

زلف را بیش ازین بباد مده

که بسی فتنه در هوا شده است

نیست گل در چمن که بی رخ تو

غنچه را پیرهن قبا شده است

با هلالی چه دشمنیست ترا؟

شیوه دوستی کجا شده است؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتست
  2. شمارهٔ ۵۸ماه من، عیدست و شهری را نظر بر روی تست
  3. شمارهٔ ۵۹دلم بسینه سوزان مشوش افتادست
  4. شمارهٔ ۶۰عشقبازی چه بلا فکر خطایی بودست!
  5. شمارهٔ ۶۱راه وفا پیش گیر، کان ز جفا خوشترست
  6. شمارهٔ ۶۲دل‌های مردمان به نشاط جهان خوش است
  7. شمارهٔ ۶۳مرا ز عشق تو صد گونه محنت و المست
  8. شمارهٔ ۶۴جان من، الله الله! این چه تنست؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.