پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

ز باغ عمر عجب سرو قامتی برخاست

بگو که: در همه عالم قیامتی برخاست

سمند عشق بهر منزلی، که جولان کرد

غبار فتنه ز گرد ملامتی برخاست

مقیم کوی تو چون در حریم کعبه نشست

بآه حسرت و اشک ندامتی برخاست

دلم براه ملامت فتاد و این عجبست

عجب تر آن که: ز کوی سلامتی برخاست

براه عشق هلالی فتاده بود ز پا

سمند مقدم صاحب کرامتی برخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴عکس آن لبهای میگون در شراب افتاده است
  2. شمارهٔ ۵۵مه ز جور فلک دوتا شده است؟
  3. شمارهٔ ۵۶رفته‌ست عزیز من و مکتوب نوشته‌ست
  4. شمارهٔ ۵۷دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتست
  5. شمارهٔ ۵۸ماه من، عیدست و شهری را نظر بر روی تست
  6. شمارهٔ ۵۹دلم بسینه سوزان مشوش افتادست
  7. شمارهٔ ۶۰عشقبازی چه بلا فکر خطایی بودست!
  8. شمارهٔ ۶۱راه وفا پیش گیر، کان ز جفا خوشترست
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.