پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

ای که می پرسی ز من کان ماه را منزل کجاست؟

منزل او در دلست، اما ندانم دل کجاست

جان پاکست آن پری رخسار، از سر تا قدم

ور نه شکلی این چنین در نقش آب و گل کجاست؟

ناصحا، عقل از مقیمان سر کویش مخواه

ما همه دیوانه ایم، این جا کسی عاقل کجاست؟

آرزوی ساقی و پیر مغان دارم بسی

آن جوان خوبرو و آن مرشد کامل کجاست؟

در شب وصل از فروغ ماه گردون فارغم

این چنین ماهی، که من دارم، در آن محفل کجاست؟

روزگاری شد که از فکر جهان در محنتم

یارب! آن روزی که بودم از جهان غافل کجاست؟

نیست لعل او برون از چشم گوهر بار من

آری، آری، گوهر مقصود بر ساحل کجاست؟

چون هلالی حاصل ما درد عشق آمد، بلی

عشقبازان را هوای زهد بی حاصل کجاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱ای باد صبح، منزل جانان من کجاست؟
  2. شمارهٔ ۵۲ز باغ عمر عجب سرو قامتی برخاست
  3. شمارهٔ ۵۳هر آتشین گلی، که بر اطراف خاک ماست
  4. شمارهٔ ۵۴عکس آن لبهای میگون در شراب افتاده است
  5. شمارهٔ ۵۵مه ز جور فلک دوتا شده است؟
  6. شمارهٔ ۵۶رفته‌ست عزیز من و مکتوب نوشته‌ست
  7. شمارهٔ ۵۷دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتست
  8. شمارهٔ ۵۸ماه من، عیدست و شهری را نظر بر روی تست
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.