پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

ای که از یار نشان می طلبی، یار کجاست؟

همه یارند، ولی یار وفادار کجاست؟

تا نپرسند، بخوبان غم دل نتوان گفت

ور بپرسند، بگو: قوت گفتار کجاست؟

رفت آن تازه گل و ماند بدل خار غمش

گل کجا جلوه گر و سرزنش خار کجاست؟

صبر در خانه ویرانه دل هیچ نماند

خواب در دیده غمدیده بیدار کجاست؟

پار بر داغ دل سوخته مرهم بودی

یارب! امسال چه شد؟ مرحمت پار کجاست؟

در خرابات مغان هوش مجویید ز ما

همه مستیم، درین میکده هشیار کجاست؟

بهتر آنست، هلالی، که نهان ماند راز

سر خود فاش مکن، محرم اسرار کجاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰روز نوروزست، سرو گل عذار من کجاست؟
  2. شمارهٔ ۵۱ای باد صبح، منزل جانان من کجاست؟
  3. شمارهٔ ۵۲ز باغ عمر عجب سرو قامتی برخاست
  4. شمارهٔ ۵۳هر آتشین گلی، که بر اطراف خاک ماست
  5. شمارهٔ ۵۴عکس آن لبهای میگون در شراب افتاده است
  6. شمارهٔ ۵۵مه ز جور فلک دوتا شده است؟
  7. شمارهٔ ۵۶رفته‌ست عزیز من و مکتوب نوشته‌ست
  8. شمارهٔ ۵۷دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتست
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.