پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

نمی توان بجفا قطع دوستداری ما

که از جفای تو بیشست با تو یاری ما

بسی چو ابر بهاران گریستیم و هنوز

گلی نرست ز باغ امیدواری ما

بچشم چون تو عزیزی شدیم خوار ولی

ز عزت دگران بهترست خواری ما

غبار کوی تو ما را ز چهره دور مباد

که با تو می کند اظهار خاکساری ما

ز حال زار هلالی شبی که یاد کنم

فلک بناله درآید ز آه و زاری ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴من همچو گلزار ارم، گل گل ترا رخسارها
  2. شمارهٔ ۳۵ز آب چشم من گِل شد به راه عشق، منزل‌ها
  3. شمارهٔ ۳۶دلا، ذوقی ندارد دولت دنیا و شادی‌ها
  4. شمارهٔ ۳۷گل رویت عرق کرد از می ناب
  5. شمارهٔ ۳۸شب هجرست و مرگ خویش خواهم از خدا امشب
  6. شمارهٔ ۳۹سر نمی تابم ز شمشیر حبیب
  7. شمارهٔ ۴۰گر دعای دردمندان مستجابست، ای حبیب
  8. شمارهٔ ۴۱من بکویت عاشق زار و دل غمگین غریب
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.