پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

هست آرزوی کشتن آن تند خو مرا

گر او نکشت، می کشد این آرزو مرا

جان من از جدایی آن مه بلب رسید

ای وای! گر فلک نرساند باو مرا

با ذوق جستجوی تو آسوده خاطرم

آسودگی مباد ازین جستجو مرا

ننگست عاشقان جهان را ز نام من

عاشق مگوی، هر چه توانی بگو مرا

گفتی که: آبروی هلالی سرشک اوست

رسوای خلق میکند این آب رو مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳نهادی بر دلم داغ فراق و سوختی جان را
  2. شمارهٔ ۲۴بروز غم، سگش خواهم، که پرسد خاکساران را
  3. شمارهٔ ۲۵بچه نسبت کنم آن سرو قد دلجو را؟
  4. شمارهٔ ۲۶گه نمک ریزد بخم، گه بشکند پیمانه را
  5. شمارهٔ ۲۷ای شوخ، مکش عاشق خونین جگری را
  6. شمارهٔ ۲۸دیدیدیم ز یاران وفادار بسی را
  7. شمارهٔ ۲۹بحمدالله که صحت داد ایزد پادشاهی را
  8. شمارهٔ ۳۰بنام ایزد، میان مردمان آن تندخو با ما
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.