پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

شوق درون بسوی دری می کشد مرا

من خود نمیروم، دگری میکشد مرا

با آن مدد که جذبه عشق قوی کند

دیگر بجای پر خطری میکشد مرا

تهمت کش صلاحم وزین لعبتان مدام

خاطر بلعب عشوه گری میکشد مرا

صد میل آتشین بگناه نگاه گرم

در دیده تیزی نظری میکشد مرا

خاکم مگر بجانب خود میکشد؟ که دل

بیخود بخاک رهگذری میکشد مرا

من آنقدر، که هست توان، پای میکشم

امداد دوست هم قدری میکشد مرا

از بار غم، چو یکشبه ماهی، بزیر کوه

شکل هلالی کمری میکشد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹ای شهسوار حسن، سر افراز کن مرا
  2. شمارهٔ ۲۰زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا
  3. شمارهٔ ۲۱هست آرزوی کشتن آن تند خو مرا
  4. شمارهٔ ۲۲ز سوز سینه، هر دم، چند پوشم داغ هجران را؟
  5. شمارهٔ ۲۳نهادی بر دلم داغ فراق و سوختی جان را
  6. شمارهٔ ۲۴بروز غم، سگش خواهم، که پرسد خاکساران را
  7. شمارهٔ ۲۵بچه نسبت کنم آن سرو قد دلجو را؟
  8. شمارهٔ ۲۶گه نمک ریزد بخم، گه بشکند پیمانه را
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.