پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

بی تو، چندان که محنتست مرا

با تو چندان محبتست مرا

مردم و سوی من نمی نگری

بنگر کین چه حسرتست مرا

رخ نهفتی، ولی بدیده دل

در جمال تو حیرتست مرا

نسبت من چه می کنی برقیب؟

با رقیبان چه نسبتست مرا؟

خوار شد بر درت هلالی و گفت:

این نه خواریست، عزتست مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸گفتگوی عقل در خاطر فرو ناید مرا
  2. شمارهٔ ۱۹ای شهسوار حسن، سر افراز کن مرا
  3. شمارهٔ ۲۰زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا
  4. شمارهٔ ۲۱هست آرزوی کشتن آن تند خو مرا
  5. شمارهٔ ۲۲ز سوز سینه، هر دم، چند پوشم داغ هجران را؟
  6. شمارهٔ ۲۳نهادی بر دلم داغ فراق و سوختی جان را
  7. شمارهٔ ۲۴بروز غم، سگش خواهم، که پرسد خاکساران را
  8. شمارهٔ ۲۵بچه نسبت کنم آن سرو قد دلجو را؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.