پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۸

ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو را

دشمن جانی و از جان دوست‌تر دارم تو را

گر به صد خار جفا آزرده سازی خاطرم

خاطر نازک به برگ گل نیازارم تو را

قصد جان کردی که یعنی دست کوته کن ز من

جان به کف بگذارم و از دست نگذارم تو را

گر برون آرند جانم را ز خلوتگاه دل

نیست ممکن، جان من، کز دل برون آرم تو را

یک دو روزی صبر کن، ای جان بر لب آمده

زان‌که خواهم در حضور دوست بسپارم تو را

این چنین کز صوت مطرب بزم عیشت پر صداست

مشکل آگاهی رسد از ناله‌ی زارم تو را

گفته‌ای خواهم هلالی را به کام دشمنان

این سزای من که با خود دوست می‌دارم تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰جان خوشست، اما نمیخواهم که: جان گویم ترا
  2. شمارهٔ ۱۱یار ما هرگز نیازارد دل اغیار را
  3. شمارهٔ ۱۲من کیم بوسه زنم ساعد زیبایش را؟
  4. شمارهٔ ۱۳آرزومند توام، بنمای روی خویش را
  5. شمارهٔ ۱۴یار، چون در جام می‌بیند، رخ گل‌فام را
  6. شمارهٔ ۱۵یک دو روزی می گذارد یار من تنها مرا
  7. شمارهٔ ۱۶بی تو، چندان که محنتست مرا
  8. شمارهٔ ۱۷شوق درون بسوی دری می کشد مرا
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.