پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳

ای نور خدا در نظر از روی تو ما را

بگذار که در روی تو بینیم خدا را

تا نکهت جان بخش تو همراه صبا شد

خاصیت عیسیست دم باد صبا را

هر چند که در راه تو خوبان همه خاکند

حیفست که بر خاک نهی آن کف پا را

پیش تو دعا گفتم و دشنام شنیدم

هرگز اثری بهتر ازین نیست دعا را

می خواستم آسوده بکنجی بنشینم

بالای تو ناگاه بر انگیخت بلا را

آن روز که تعلیم تو می کرد معلم

بر لوح تو ننوشت مگر حرف وفا را؟

گر یار کند میل، هلالی، عجبی نیست

شاهان چه عجب گر بنوازند گدا را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵ز روی مهر اگر روزی ببینی یک دو شیدا را
  2. شمارهٔ ۶از آن تنهایی ملک غریبی شد هوس ما را
  3. شمارهٔ ۷گه گهم خوانی و گویی که: چه حالست ترا؟
  4. شمارهٔ ۸ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو را
  5. شمارهٔ ۹من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را؟
  6. شمارهٔ ۱۰جان خوشست، اما نمیخواهم که: جان گویم ترا
  7. شمارهٔ ۱۱یار ما هرگز نیازارد دل اغیار را
  8. شمارهٔ ۱۲من کیم بوسه زنم ساعد زیبایش را؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.