پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۸

خرم آن روز کزین محنت و غم باز رهم

بمراد دل ازین درد و الم باز رهم

رفت مجنون و ازین داغ جگر سوز برست

می روم تا من دلسوخته هم باز رهم

نیست امکان خلاصی ز تو در ملک وجود

مگر از قید تو در کوی عدم باز رهم

از تو بر من ستم و جور خلاف کرمست

کرمی کن، که ازین جور و ستم باز رهم

جان ز غم سوخت، هلالی، قدح باده کجاست؟

تا ازین سوز درون یک دو سه دم باز رهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۰خراب یک نظر از چشم نیم خواب توایم
  2. شمارهٔ ۲۸۱هر خوبی‌ای، که از همه خوبان شنیده‌ایم
  3. شمارهٔ ۲۸۲روز عیدست، سر راهگذاری گیریم
  4. شمارهٔ ۲۸۳زهی سعادت! اگر خاک آن حرم باشیم
  5. شمارهٔ ۲۸۴خیز، تا امروز با هم ساغر صهبا کشیم
  6. شمارهٔ ۲۸۵ای سگ آن سر کو، ما و تو یاران همیم
  7. شمارهٔ ۲۸۶نوبهارست، بیا، تا قدحی نوش کنیم
  8. شمارهٔ ۲۸۷شام عید، آن به، که منزل بر سر راهی کنیم
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.