پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۰

تا کی به درت آیم و دیدار نبینم؟

صد بار تو را جویم و یک بار نبینم

گویا حرم کوی تو کعبه است و در آن‌جا

هر چند روم جز در و دیوار نبینم

دانی که مرا بزمگه عیش کدامست؟

جایی که تو را بینم و اغیار نبینم

یارب، چه شود گر من بیدل به همه عمر

یک بار تو را بر سر بازار نبینم

امروز درین شهر دلی نیست که او را

در دام بلای تو گرفتار نبینم

او می‌رود و جمع رقیبان ز قفایش

تا شیوه آن قامت و رفتار نبینم

خورشید لطافت رخ یارست، هلالی

آن روز مبادا که رخ یار نبینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۲عید شد، بخرام، تا مدهوش و حیرانت شوم
  2. شمارهٔ ۲۷۳جلوه های قد دلجوی ترا بنده شوم
  3. شمارهٔ ۲۷۴من سگ یارم و آن نیست که بیگانه شوم
  4. شمارهٔ ۲۷۵چنان از پا فگند امروزم آن رفتار و قامت هم
  5. شمارهٔ ۲۷۶ای که از خوبان مراد ما تویی مقصود هم
  6. شمارهٔ ۲۷۷نقد جان را در بهای زلف جانان می دهم
  7. شمارهٔ ۲۷۸خرم آن روز کزین محنت و غم باز رهم
  8. شمارهٔ ۲۷۹بحمدالله! که جان بر باد رفت و خاک شد تن هم
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.