پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

جلوه های قد دلجوی ترا بنده شوم

نازکی های گل روی ترا بنده شوم

بنده را با سر هر موی تو مهر دگرست

بر سرت گردم و هر موی ترا بنده شوم

غیر ازین چاره ندارم، پی دخل کویت

که غلامان سر کوی ترا بنده شوم

کمترین بنده هندوی ترا بنده بسیست

بنده بنده هندوی ترا بنده شوم

تو اگر بنده نوازی و وفا خوی کنی

من هم از روی وفا خوی ترا بنده شوم

بندگانیم و گدایان، بدعا خواسته ایم

که گدایان دعا گوی ترا بنده شوم

ماه عیدست، هلال خم ابروی کجاست؟

چون هلالی خم ابروی ترا بنده شوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵چنان از پا فگند امروزم آن رفتار و قامت هم
  2. شمارهٔ ۲۷۶ای که از خوبان مراد ما تویی مقصود هم
  3. شمارهٔ ۲۷۷نقد جان را در بهای زلف جانان می دهم
  4. شمارهٔ ۲۷۸خرم آن روز کزین محنت و غم باز رهم
  5. شمارهٔ ۲۷۹بحمدالله! که جان بر باد رفت و خاک شد تن هم
  6. شمارهٔ ۲۸۰خراب یک نظر از چشم نیم خواب توایم
  7. شمارهٔ ۲۸۱هر خوبی‌ای، که از همه خوبان شنیده‌ایم
  8. شمارهٔ ۲۸۲روز عیدست، سر راهگذاری گیریم
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.