پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۶

دلم ز دست شد، از دست دل چه چاره کنم؟

اگر بدست من افتد، هزار پاره کنم

خوشست بزم تو، لیکن کجاست طاقت آن

که در میان رقیبان ترا نظاره کنم؟

مگو: کناره کن از من، که جان ز کف ندهی

تو در میانه جانی، چه سان کناره کنم؟

اگر چه سنگدلی، از من این مناسب نیست

که نسبت دل سختت بسنگ خاره کنم

هلالی، از رخ جانان بماه نتوان دید

ز آفتاب چرا روی در ستاره کنم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۸کدام صبح سعادت بود مبارک ازینم؟
  2. شمارهٔ ۲۶۹چه حالست این؟ که: هر گه در جمالت یک نظر بینم
  3. شمارهٔ ۲۷۰تا کی به درت آیم و دیدار نبینم؟
  4. شمارهٔ ۲۷۱از پی آن دلبر شیرین شمایل می‌روم
  5. شمارهٔ ۲۷۲عید شد، بخرام، تا مدهوش و حیرانت شوم
  6. شمارهٔ ۲۷۳جلوه های قد دلجوی ترا بنده شوم
  7. شمارهٔ ۲۷۴من سگ یارم و آن نیست که بیگانه شوم
  8. شمارهٔ ۲۷۵چنان از پا فگند امروزم آن رفتار و قامت هم
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.