پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی

هلالی جغتایی

غزلیات

۴۲۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ گل برگ را ز سایه سنبل نقاب کن
  2. شمارهٔ ۳۰۲ ای معلم، خاطر غمدیده من شاد کن
  3. شمارهٔ ۳۰۳ عید قربان شد، بیا عاشق کشی بنیاد کن
  4. شمارهٔ ۳۰۴ ای دل، بکوی او مرو، از بیخودی غوغا مکن
  5. شمارهٔ ۳۰۵ از رشک سوختم، برقیبان سخن مکن
  6. شمارهٔ ۳۰۶ برخیز و بسر وقت اسیران گذری کن
  7. شمارهٔ ۳۰۷ نظاره کن در آینه خود را، حبیب من
  8. شمارهٔ ۳۰۸ از فراق آن پری هر دم فزون شد درد من
  9. شمارهٔ ۳۰۹ گر جدا سازی بتیغ جور بند از بند من
  10. شمارهٔ ۳۱۰ بخاک پای تو، ای سرو ناز پرور من
  11. شمارهٔ ۳۱۱ پشت و پناه من بود، دیوار دلبر من
  12. شمارهٔ ۳۱۲ دل خون شد از امید و نشد یار یار من
  13. شمارهٔ ۳۱۳ در کوی بتان نیست کسی زارتر از من
  14. شمارهٔ ۳۱۴ نه رحم در دل یار و نه صبر در دل من
  15. شمارهٔ ۳۱۵ تا بکی تند شوی بهر جفای دل من؟
  16. شمارهٔ ۳۱۶ ای قدت نازک نهال جویبار چشم من
  17. شمارهٔ ۳۱۷ فدای آن سگ کو باد جان ناتوان من
  18. شمارهٔ ۳۱۸ گفتیم: چون زنده مانی در غم هجران من؟
  19. شمارهٔ ۳۱۹ خوش آنکه در همه روی زمین تو باشی و من!
  20. شمارهٔ ۳۲۰ گهی لطفست و گاهی قهر کار دلربای من
  21. شمارهٔ ۳۲۱ بهر خون ریز دلم، ترک کمان ابروی من
  22. شمارهٔ ۳۲۲ شهید عشقم و از خاک من خون داده نم بیرون
  23. شمارهٔ ۳۲۳ مسلمانان، مرا جان خواهد آمد از الم بیرون
  24. شمارهٔ ۳۲۴ مردم از درد و نگفتی: دردمند ماست این
  25. شمارهٔ ۳۲۵ دلا، زان لب زلال خضر می خواهی، خیالست این
  26. شمارهٔ ۳۲۶ آخر، ای آرام جان، سوی دل افگاری ببین
  27. شمارهٔ ۳۲۷ من و تخیل حسنت، چه یار بهتر ازین؟
  28. شمارهٔ ۳۲۸ روز نوروزست و ما را مجلس افروزی چنین
  29. شمارهٔ ۳۲۹ عاشقم کردی و گفتی با رقیب تندخو
  30. شمارهٔ ۳۳۰ خوش باشد اگر باشم در طرف چمن با او
  31. شمارهٔ ۳۳۱ ندارم قوت اظهار درد خویشتن با او
  32. شمارهٔ ۳۳۲ چنان بلند نشد سرو ناز پرور او
  33. شمارهٔ ۳۳۳ آن‌که رفت امروز و صد دل می‌رود دنبال او
  34. شمارهٔ ۳۳۴ خاکم بره پیک حریم حرم او
  35. شمارهٔ ۳۳۵ چند گیرد جام می کام از لب میگون او؟
  36. شمارهٔ ۳۳۶ خواهم فگندن خویش را پیش قد رعنای او
  37. شمارهٔ ۳۳۷ روزم از بیم رقیبان نیست ره در کوی او
  38. شمارهٔ ۳۳۸ چند سوزی داغها بر دست؟ آه از دست تو
  39. شمارهٔ ۳۳۹ چند پنهان کنم افسانه هجران از تو؟
  40. شمارهٔ ۳۴۰ من بیدل بعمر خود ندیدم یک نگاه از تو
  41. شمارهٔ ۳۴۱ لیلی و مجنون اگر میبود در دوران تو
  42. شمارهٔ ۳۴۲ نمیکشیم سر از آستان خانه تو
  43. شمارهٔ ۳۴۳ ای بی‌وفا، چه چاره کنم با جفای تو؟
  44. شمارهٔ ۳۴۴ بیا، تا نقد جان را برفشانم در هوای تو
  45. شمارهٔ ۳۴۵ مردم ازین الم: که نمردم برای تو
  46. شمارهٔ ۳۴۶ سازم قدم ز دیده و آیم بسوی تو
  47. شمارهٔ ۳۴۷ ما ز یک جانب، رقیب از یک طرف در کوی تو
  48. شمارهٔ ۳۴۸ سینه مجروحست و از هر جانبی صد غم درو
  49. شمارهٔ ۳۴۹ آمده ای بمنزلم، ای مه نازنین، فرو
  50. شمارهٔ ۳۵۰ باز، ای سوار شوخ، کجا می روی؟ مرو
  51. شمارهٔ ۳۵۱ این چه چشسمت؟ که بی خوابم ازو
  52. شمارهٔ ۳۵۲ یار وداع می کند، تاب وداع یار کو؟
  53. شمارهٔ ۳۵۳ بر سر راه تو بودم، که رسیدی ناگاه
  54. شمارهٔ ۳۵۴ هر کس که نیست کشته عشقت هلاک به
  55. شمارهٔ ۳۵۵ چشم او می خورده و خود را خراب انداخته
  56. شمارهٔ ۳۵۶ بلبل بباغ و جغد بویرانه ساخته
  57. شمارهٔ ۳۵۷ ماییم جا بگوشه می خانه ساخته
  58. شمارهٔ ۳۵۸ آن سایه نیست، دایم دنبال او فتاده
  59. شمارهٔ ۳۵۹ جان من، گاهی سخن کن ز آن لب و کامی بده
  60. شمارهٔ ۳۶۰ کیست آن سرو روان؟ کز ناز دامن بر زده

متن اشعار به نقل از گنجور.