پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۹

گر جدا سازی بتیغ جور بند از بند من

از تو قطعا نگسلد سر رشته پیوند من

تلخ کامم، زان لب شیرین کرم کن خنده ای

چیست چندین زهر چشم؟ ای شوخ شکر خند من

غمزه خونخواره ات را گر سر عاشق کشیست

عاشق دیگر نخواهی یافتن مانند من

امشب از بخت سیه در کنج تاریک غمم

یک زمان طالع شو، ای ماه سعادتمند من

ناصحا، چون عشقبازان از نصیحت فارغند

پند بشنو، عمر خود ضایع مکن در پند من

کرده ای عهد وفا، من خورده ام سوگند مهر

بشکند عهد تو، اما نشکند سوگند من

چون هلالی با مه رویت دلم خرسند بود

آه ازین غمها! که آمد بر دل خرسند من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱پشت و پناه من بود، دیوار دلبر من
  2. شمارهٔ ۳۱۲دل خون شد از امید و نشد یار یار من
  3. شمارهٔ ۳۱۳در کوی بتان نیست کسی زارتر از من
  4. شمارهٔ ۳۱۴نه رحم در دل یار و نه صبر در دل من
  5. شمارهٔ ۳۱۵تا بکی تند شوی بهر جفای دل من؟
  6. شمارهٔ ۳۱۶ای قدت نازک نهال جویبار چشم من
  7. شمارهٔ ۳۱۷فدای آن سگ کو باد جان ناتوان من
  8. شمارهٔ ۳۱۸گفتیم: چون زنده مانی در غم هجران من؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.