پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

در کوی بتان نیست کسی زارتر از من

در پیشِ عزیزانِ جهان خوارتر از من

گفتی که: مرا یارِ وفادار بسی هست

هستند، ولی نیست وفادارتر از من

گر طالبِ آنی که: به یاری بنشینی

بنشین، که ترا نیست کسی یار تر از من

چون غنچه اگر سینهٔ تنگم بشکافی

دانی که: نبودست دل‌افگارتر از من

خلقِ دو جهانست گرفتارِ تو، لیکن

در هر دو جهان نیست گرفتارتر از من

جز من دگری را سگِ آن کوی مخوانید

کین مرتبه را نیست سزاوارتر از من

امروز اگر عشق گناهست، هلالی

فردا نتوان یافت گنه‌کارتر از من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵تا بکی تند شوی بهر جفای دل من؟
  2. شمارهٔ ۳۱۶ای قدت نازک نهال جویبار چشم من
  3. شمارهٔ ۳۱۷فدای آن سگ کو باد جان ناتوان من
  4. شمارهٔ ۳۱۸گفتیم: چون زنده مانی در غم هجران من؟
  5. شمارهٔ ۳۱۹خوش آنکه در همه روی زمین تو باشی و من!
  6. شمارهٔ ۳۲۰گهی لطفست و گاهی قهر کار دلربای من
  7. شمارهٔ ۳۲۱بهر خون ریز دلم، ترک کمان ابروی من
  8. شمارهٔ ۳۲۲شهید عشقم و از خاک من خون داده نم بیرون
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.