پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۲

شهید عشقم و از خاک من خون داده نم بیرون

وزان نم لاله خونین برآورده علم بیرون

گر از طوف حریم کعبه کویت خبر یابد

ز شوق آن پرد روح از تن مرغ حرم بیرون

در آب و آتشم، از دیده و دل، دم بدم، بی تو

مرو، بهر خدا، از دیده و دل دم بدم بیرون

دل احوال پریشانی خود بنویسد از زلفت

که سوزد کاغذ و دود آید از نوک قلم بیرون

ز تیر آه می دوزد هلالی چاکهای دل

که ناید از دل صد پاره او درد و غم بیرون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۴مردم از درد و نگفتی: دردمند ماست این
  2. شمارهٔ ۳۲۵دلا، زان لب زلال خضر می خواهی، خیالست این
  3. شمارهٔ ۳۲۶آخر، ای آرام جان، سوی دل افگاری ببین
  4. شمارهٔ ۳۲۷من و تخیل حسنت، چه یار بهتر ازین؟
  5. شمارهٔ ۳۲۸روز نوروزست و ما را مجلس افروزی چنین
  6. شمارهٔ ۳۲۹عاشقم کردی و گفتی با رقیب تندخو
  7. شمارهٔ ۳۳۰خوش باشد اگر باشم در طرف چمن با او
  8. شمارهٔ ۳۳۱ندارم قوت اظهار درد خویشتن با او
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.