پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

آخر، ای آرام جان، سوی دل افگاری ببین

از جفاکاری حذر کن، در وفاداری ببین

تا به کی فارغ نشینی؟ لحظه‌ای بیرون خرام

بر سر آن کوی هر سو، عاشق زاری ببین

یک دو روزی جلوه کن در شهر و از سودای خویش

هر طرف دیوانه‌ای دیگر به بازاری ببین

سوی من بین و به دشنامی مشرف کن مرا

گر بدین تشریف لایق نیستم، باری ببین

چند بینی لاله و سرو سهی، ای باغبان

در سهی قدی نظر کن، لاله رخساری ببین

ای که می‌خواهی نشانم، بر سر کویش بیا

استخوان فرسوده‌ای، در پای دیواری ببین

دیدن و پرسیدنش ما را محالست، ای رقیب

هم تو بسیاری بپرس از ما و بسیاری ببین

زاهدا، در خرقه پشمین، مسلمانم مخواه

در ته هر مو ازین پشمینه، زناری ببین

چند بیماری کشد مسکین هلالی در غمت؟

ای طبیب دردمندان، سوی بیماری ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸روز نوروزست و ما را مجلس افروزی چنین
  2. شمارهٔ ۳۲۹عاشقم کردی و گفتی با رقیب تندخو
  3. شمارهٔ ۳۳۰خوش باشد اگر باشم در طرف چمن با او
  4. شمارهٔ ۳۳۱ندارم قوت اظهار درد خویشتن با او
  5. شمارهٔ ۳۳۲چنان بلند نشد سرو ناز پرور او
  6. شمارهٔ ۳۳۳آن‌که رفت امروز و صد دل می‌رود دنبال او
  7. شمارهٔ ۳۳۴خاکم بره پیک حریم حرم او
  8. شمارهٔ ۳۳۵چند گیرد جام می کام از لب میگون او؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.