پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۵

دلا، زان لب زلال خضر می خواهی، خیالست این

ز آتش آب می جویی، تمنای محالست این

کسان گویند: هر جوینده ای یابنده می باشد

ترا می جویم و هرگز نمی یابم، چه حالست این؟

قدت را نی الف می خوانم و نی سرو می گویم

بلند و پست چون گویم؟ که دور از اعتدالست این

بهجرانش دم آبی که می گردد نصیب من

جدا زان لب حرامم باد! اگر گویم: حلالست این

بشام غم، هلالی، بسکه زار و ناتوان گشتی

کسی ناگاه اگر بیند ترا، گوید: هلالست این!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۷من و تخیل حسنت، چه یار بهتر ازین؟
  2. شمارهٔ ۳۲۸روز نوروزست و ما را مجلس افروزی چنین
  3. شمارهٔ ۳۲۹عاشقم کردی و گفتی با رقیب تندخو
  4. شمارهٔ ۳۳۰خوش باشد اگر باشم در طرف چمن با او
  5. شمارهٔ ۳۳۱ندارم قوت اظهار درد خویشتن با او
  6. شمارهٔ ۳۳۲چنان بلند نشد سرو ناز پرور او
  7. شمارهٔ ۳۳۳آن‌که رفت امروز و صد دل می‌رود دنبال او
  8. شمارهٔ ۳۳۴خاکم بره پیک حریم حرم او
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.