پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۴

خاکم بره پیک حریم حرم او

باشد که بجایی برسم در قدم او

بر داغ دلم مرهم راحت مگذارید

تا کم نشود راحت درد و الم او

زین گونه که بر من ستم دوست خوش آید

خوش نیست که بر غیر من آید ستم او

می سوزم و این آه جگر سوز دلیلست

کز جان و دلم دود برآورد غم او

داریم امید کرم از یار، ولیکن

دیدیم ستمها و امید کرم او

از تیغ تو صد کشته شود زنده بیک دم

گویا دم جان پرور عیسیست دم او

گفتم که: هلالی ز غمت سوی عدم رفت

گفتا: چه تفاوت ز وجود و عدم او؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۶خواهم فگندن خویش را پیش قد رعنای او
  2. شمارهٔ ۳۳۷روزم از بیم رقیبان نیست ره در کوی او
  3. شمارهٔ ۳۳۸چند سوزی داغها بر دست؟ آه از دست تو
  4. شمارهٔ ۳۳۹چند پنهان کنم افسانه هجران از تو؟
  5. شمارهٔ ۳۴۰من بیدل بعمر خود ندیدم یک نگاه از تو
  6. شمارهٔ ۳۴۱لیلی و مجنون اگر میبود در دوران تو
  7. شمارهٔ ۳۴۲نمیکشیم سر از آستان خانه تو
  8. شمارهٔ ۳۴۳ای بی‌وفا، چه چاره کنم با جفای تو؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.