پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۳

ای بی‌وفا، چه چاره کنم با جفای تو؟

تا کی جفا کشم به امید وفای تو؟

چون مبتلای عشق ترا نیست چاره‌ای

بیچاره عاشقی که شود مبتلای تو!

می‌خواهم از خدا به دعا صدهزار جان

تا صد هزار بار بمیرم برای تو

من کیستم که بهر تو جان را فدا کنم؟

ای صد هزار جان مقدس فدای تو!

تا دیده‌ام که بند قبا چست کرده‌ای

بر دل چه بندهاست مرا از قبای تو

ای سرو، اگرچه دور شدی از کنار من

حقّا، که در میانهٔ جان است جای تو

روزی که عمر خویش هلالی دهد به باد

می‌خواهد از خدا، که شود خاک پای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۵مردم ازین الم: که نمردم برای تو
  2. شمارهٔ ۳۴۶سازم قدم ز دیده و آیم بسوی تو
  3. شمارهٔ ۳۴۷ما ز یک جانب، رقیب از یک طرف در کوی تو
  4. شمارهٔ ۳۴۸سینه مجروحست و از هر جانبی صد غم درو
  5. شمارهٔ ۳۴۹آمده ای بمنزلم، ای مه نازنین، فرو
  6. شمارهٔ ۳۵۰باز، ای سوار شوخ، کجا می روی؟ مرو
  7. شمارهٔ ۳۵۱این چه چشسمت؟ که بی خوابم ازو
  8. شمارهٔ ۳۵۲یار وداع می کند، تاب وداع یار کو؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.