پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۷

ما ز یک جانب، رقیب از یک طرف در کوی تو

روی با ما کن، که چشم او نبیند روی تو

دیده نااهل و روی این چنین، حیفست، حیف!

چشم بد، یارب، نیفتد بر رخ نیکوی تو!

بعد ازین سر از سر زانو نخواهم برگرفت

تا نبینم غیر را زین بیش همزانوی تو

می کنی بیداد و میگویی که: این خوی منست

این چه خوی و این چه بیدادست؟ داد از خوی تو!

چون نیامیزی بمن، در کوی خود زارم مکش

خون من، باری، نیامیزد بخاک کوی تو

ما چو از هر سو بخاک کویت آوردیم رو

بعد ازین روی نیاز ما و خاک کوی تو

خاک ره گشتم، گر آب دیده بگذارد مرا

همره باد صبا برخیزم، آیم سوی تو

همچو ماه نو هلالی خم نگشتی شام غم

گر نبودی مایل طاق خم ابروی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۹آمده ای بمنزلم، ای مه نازنین، فرو
  2. شمارهٔ ۳۵۰باز، ای سوار شوخ، کجا می روی؟ مرو
  3. شمارهٔ ۳۵۱این چه چشسمت؟ که بی خوابم ازو
  4. شمارهٔ ۳۵۲یار وداع می کند، تاب وداع یار کو؟
  5. شمارهٔ ۳۵۳بر سر راه تو بودم، که رسیدی ناگاه
  6. شمارهٔ ۳۵۴هر کس که نیست کشته عشقت هلاک به
  7. شمارهٔ ۳۵۵چشم او می خورده و خود را خراب انداخته
  8. شمارهٔ ۳۵۶بلبل بباغ و جغد بویرانه ساخته
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.