پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۱

این چه چشسمت؟ که بی خوابم ازو

وین چه زلفست؟ که بی تابم ازو

این چه ابروست که با پشت دو تا

ساکن گوشه محرابم ازو؟

این چه مژگان درازست، که من

کشته خنجر قصابم ازو؟

این چه لعلست، که تا دید دلم

هر دم آغشته بخونابم ازو؟

این چه تابست؟ هلالی، که فتاد

شعله در خرمن اسبابم ازو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۳بر سر راه تو بودم، که رسیدی ناگاه
  2. شمارهٔ ۳۵۴هر کس که نیست کشته عشقت هلاک به
  3. شمارهٔ ۳۵۵چشم او می خورده و خود را خراب انداخته
  4. شمارهٔ ۳۵۶بلبل بباغ و جغد بویرانه ساخته
  5. شمارهٔ ۳۵۷ماییم جا بگوشه می خانه ساخته
  6. شمارهٔ ۳۵۸آن سایه نیست، دایم دنبال او فتاده
  7. شمارهٔ ۳۵۹جان من، گاهی سخن کن ز آن لب و کامی بده
  8. شمارهٔ ۳۶۰کیست آن سرو روان؟ کز ناز دامن بر زده
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.