پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

بلبل بباغ و جغد بویرانه ساخته

هر کس بقدر همت خود خانه ساخته

بازم فسون چشم تو افسانه ساخته

عقل از سرم ربوده و دیوانه ساخته

یارب، چرا شدست رقیب آشنای تو؟

وز من ترا ز بهر چه بیگانه ساخته؟

از ما شنو حکایت ما، پیش ازان که خلق

گویند با تو: یک بیک افسانه ساخته

پیمانه ای بیار و بما ده، که بعد ازین

دوران ز خاک ما و تو پیمانه ساخته

خرسند شد هلالی مسکین بخال او

که مزرع جهان بهمین دانه ساخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸آن سایه نیست، دایم دنبال او فتاده
  2. شمارهٔ ۳۵۹جان من، گاهی سخن کن ز آن لب و کامی بده
  3. شمارهٔ ۳۶۰کیست آن سرو روان؟ کز ناز دامن بر زده
  4. شمارهٔ ۳۶۱بر بستر هلاکم، بیمار و زار مانده
  5. شمارهٔ ۳۶۲ای همچو پری از من دیوانه رمیده
  6. شمارهٔ ۳۶۳بخون نشست دلم، خار غم خلیده خلیده
  7. شمارهٔ ۳۶۴دردا! که باز ما را دردی عجب رسیده
  8. شمارهٔ ۳۶۵خطت، که رقم بر ورق لاله کشیده
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.