پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۰

کیست آن سرو روان؟ کز ناز دامن بر زده

جامه گلگون کرده و آتش بعالم در زده

کرده هر شب ز آتش حسرت دل ما را کباب

با حریفان دگر تا صبح دم ساغر زده

وصف قد نازکش، گر راست میپرسی ز من

سرو آزادیست کز باغ لطافت سر زده

خواب چون آید؟ که شبها بر دل ما تا سحر

هر زمان زنجیر زلفش حلقه ای دیگر زده

خط او بر برگ نسرین گرد مشک آمیخته

خال او بر صفحه گل نقطه از عنبر زده

چشم خونریزش، که دارد هر طرف مژگان تیز

هست قصابی، که بر دور میان خنجر زده

تلخم آید بر لب شیرین او نام رقیب

زانکه بهر کشتنم زهریست در شکر زده

باد، گویا، بی گل رویش، چو من دیوانه شد

ورنه خود را از چه رو بر خاک و خاکستر زده؟

تا هلالی کرد روی زرد خود فرش رهش

توسن او گاه جولان نعلها بر زر زده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۲ای همچو پری از من دیوانه رمیده
  2. شمارهٔ ۳۶۳بخون نشست دلم، خار غم خلیده خلیده
  3. شمارهٔ ۳۶۴دردا! که باز ما را دردی عجب رسیده
  4. شمارهٔ ۳۶۵خطت، که رقم بر ورق لاله کشیده
  5. شمارهٔ ۳۶۶به کجا روم ز دردت؟ چه دوا کنم؟ چه چاره؟
  6. شمارهٔ ۳۶۷ترا، که جان منی، ساخت ناتوان روزه
  7. شمارهٔ ۳۶۸گر نیست جام گلگون، خوش نیست دور لاله
  8. شمارهٔ ۳۶۹تا چند بهر کشتن ما جور و کین همه؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.