پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۷

ترا، که جان منی، ساخت ناتوان روزه

ندانم از چه سبب شد بلای جان روزه؟

زکوة حسن بنه سوی ما و روزه منه

که این زکوة بسی بهترست از آن روزه

زبان و کام ترا روزه بی حلاوت ساخت

نداشت شرمی از آن کام و آن زبان روزه

ز بس که بر در و بام آفتاب طلعت تست

بخانه تو گشادن نمیتوان روزه

رسید دور گل و روزه در میان آمد

کجاست عید، که برخیزد از میان روزه؟

در انتظار شب عید و نور مجلس یار

سیاه گشت بچشم همه جهان روزه

ز ماه روزه، هلالی، فغان مکن همه روز

خموش باش، که زد مهر بر دهان روزه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۹تا چند بهر کشتن ما جور و کین همه؟
  2. شمارهٔ ۳۷۰زین پیش لطف بود و کنون جور و کین همه
  3. شمارهٔ ۳۷۱با تو هر ساعت مرا عرض نیازست این همه
  4. شمارهٔ ۳۷۲ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
  5. شمارهٔ ۳۷۳دوش پیمانه تهی آمدم از می خانه
  6. شمارهٔ ۳۷۴بی‌جهت با ما چرا آهنگ غوغا کرده‌ای؟
  7. شمارهٔ ۳۷۵ای که به خون مردمان چشم سیاه کرده‌ای
  8. شمارهٔ ۳۷۶کشیده‌ای می و بالای منظر آمده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.