پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۰

زین پیش لطف بود و کنون جور و کین همه

اول چه بود آن همه؟ آخر چه این همه؟

خوبان، ز اهل درد شما را چه آگهی؟

ایشان نیازمند و شما نازنین همه

غمهای دوست، اندک و بسیار هر چه هست

بادا نصیب این دل اندوهگین همه!

ای دیده، از غبار رهش توتیا مجوی

کز گریه تو گل شده روی زمین همه

گر ناگهان به سوی هلالی قدم نهی

سازد نثار مقدم تو عقل و دین همه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۲ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
  2. شمارهٔ ۳۷۳دوش پیمانه تهی آمدم از می خانه
  3. شمارهٔ ۳۷۴بی‌جهت با ما چرا آهنگ غوغا کرده‌ای؟
  4. شمارهٔ ۳۷۵ای که به خون مردمان چشم سیاه کرده‌ای
  5. شمارهٔ ۳۷۶کشیده‌ای می و بالای منظر آمده‌ای
  6. شمارهٔ ۳۷۷ای آنکه در نصیحت ما لب گشوده‌ای
  7. شمارهٔ ۳۷۸امشب تو باز چشم و چراغ که بوده‌ای؟
  8. شمارهٔ ۳۷۹چون گویمت که: در دل ویران من درآی
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.