پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۸

امشب تو باز چشم و چراغ که بوده‌ای؟

جانم بسوخت، مرهم داغ که بوده‌ای؟

ای باغ نوشکفته کجا رفته‌ای چو ابر؟

ای سرو نورسیده به باغ که بوده‌ای؟

من چون چراغ چشم به راه تو داشتم

ای نور هردو دیده چراغ که بوده‌ای؟

دارم هزار تفرقه در گوشه فراق

کز فارغان بزم فراغ که بوده‌ای؟

ای گل که جان ز بوی خوشت تازه می‌شود،

مردم ز رشک، عطر دماغ که بوده‌ای؟

باز این غبار چیست، هلالی، به روی تو؟

در کوی مهوشان به سراغ که بوده‌ای؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۰مست با رخسار آتشناک بیرون تاختی
  2. شمارهٔ ۳۸۱من نگویم که: وفا یار مرا بایستی
  3. شمارهٔ ۳۸۲ز من بیگانه شد، بیگانه با اغیار بایستی
  4. شمارهٔ ۳۸۳ماه من، روی تو خوبست و چنین بایستی
  5. شمارهٔ ۳۸۴ای ز بهار تازه تر، تازه بهار کیستی؟
  6. شمارهٔ ۳۸۵گفتی: بگو که: بنده فرمان کیستی؟
  7. شمارهٔ ۳۸۶بر من، ای شوخ، ستم‌ها کردی
  8. شمارهٔ ۳۸۷رفتی، ای ماه، که از مهر وفا می‌کردی
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.