پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۶

بر من، ای شوخ، ستم‌ها کردی

بارک الله! که: کرم‌ها کردی

کاشکی! حال من از من پرسی

تا بگویم: چه ستم‌ها کردی

من به راهت قدم از سر کردم

تو سرم خاک قدم‌ها کردی

ساقیا، وقت تو خوش باد مدام!

که به می چاره غم‌ها کردی

گرچه کشتی چو هلالی ما را

فارغ از جمله الم‌ها کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۸ای شهسوار حسن، بمیدان خوش آمدی
  2. شمارهٔ ۳۸۹دوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی؟
  3. شمارهٔ ۳۹۰ای مسلمانان، گرفتارم بدست کافری
  4. شمارهٔ ۳۹۱چند پرسم خبر وصل و نیابم اثری؟
  5. شمارهٔ ۳۹۲من بنده کمین و تو سلطان کشوری
  6. شمارهٔ ۳۹۳ز دوری تا به کی، ما را چنین مهجور می‌داری؟
  7. شمارهٔ ۳۹۴تو در میدان و من چون گوی در ذوق سراندازی
  8. شمارهٔ ۳۹۵دلا، رفت آنکه: وصل دلستانی داشتم روزی
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.