پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۵

گفتی: بگو که: بنده فرمان کیستی؟

ما بنده توایم، تو سلطان کیستی؟

جان میدهد ز بهر تو خلقی بهر طرف

آیا ازین میانه تو جانان کیستی؟

ای گنج حسن، با تو چه حاجت بیان شوق؟

هم خود بگو که: در دل ویران کیستی؟

می بینمت که: بر سر ناز و کرشمه ای

تا باز در کمین دل و جان کیستی؟

ما از غمت هلاک و تو با غیر هم نفس

بنگر کجاست درد و تو درمان کیستی

دور از رخ تو روز هلالی سیاه شد

تا خود تو آفتاب درخشان کیستی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۷رفتی، ای ماه، که از مهر وفا می‌کردی
  2. شمارهٔ ۳۸۸ای شهسوار حسن، بمیدان خوش آمدی
  3. شمارهٔ ۳۸۹دوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی؟
  4. شمارهٔ ۳۹۰ای مسلمانان، گرفتارم بدست کافری
  5. شمارهٔ ۳۹۱چند پرسم خبر وصل و نیابم اثری؟
  6. شمارهٔ ۳۹۲من بنده کمین و تو سلطان کشوری
  7. شمارهٔ ۳۹۳ز دوری تا به کی، ما را چنین مهجور می‌داری؟
  8. شمارهٔ ۳۹۴تو در میدان و من چون گوی در ذوق سراندازی
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.