پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۷

رفتی، ای ماه، که از مهر وفا می‌کردی

کاش می‌بودی و صدگونه جفا می‌کردی،

از تو روزی که به صد درد جدا می‌گشتم

کاشکی بند من از بند جدا می‌کردی

کارم از چاره گذشتست، طبیبا، برخیز

پیش ازین درد مرا کاش دوا می‌کردی

یارب، آن روز کجا شد که تو از گوشه چشم

گاه‌گاهی نظری جانب ما می‌کردی؟

شاه خوبانی و فکر من درویشت نیست

وه! چه می‌بود که پروای گدا می‌کردی؟

چون ترا طاقت آزار نبودست، ای دل

میل خوبان دل‌آزار چرا می‌کردی؟

ای خوش آن روز، هلالی، که به خلوتگه ناز

یار دشنام تو می‌گفت و دعا می‌کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۹دوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی؟
  2. شمارهٔ ۳۹۰ای مسلمانان، گرفتارم بدست کافری
  3. شمارهٔ ۳۹۱چند پرسم خبر وصل و نیابم اثری؟
  4. شمارهٔ ۳۹۲من بنده کمین و تو سلطان کشوری
  5. شمارهٔ ۳۹۳ز دوری تا به کی، ما را چنین مهجور می‌داری؟
  6. شمارهٔ ۳۹۴تو در میدان و من چون گوی در ذوق سراندازی
  7. شمارهٔ ۳۹۵دلا، رفت آنکه: وصل دلستانی داشتم روزی
  8. شمارهٔ ۳۹۶شب فراق ز صبحم خبر چه می‌پرسی؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.