پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۸

ای شهسوار حسن، بمیدان خوش آمدی

از جلوه های ناز خرامان خوش آمدی

خواهم چو مور بوسه زنم پای توسنت

گویم که: ای سفیر سلیمان، خوش آمدی

ای من غلام سرو قد خوش خرام تو

کامروز همچو سرو خرامان خوش آمدی

یک بار اگر بخاک هلالی قدم نهی

گوید هزار بار که: ای جان خوش آمدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۰ای مسلمانان، گرفتارم بدست کافری
  2. شمارهٔ ۳۹۱چند پرسم خبر وصل و نیابم اثری؟
  3. شمارهٔ ۳۹۲من بنده کمین و تو سلطان کشوری
  4. شمارهٔ ۳۹۳ز دوری تا به کی، ما را چنین مهجور می‌داری؟
  5. شمارهٔ ۳۹۴تو در میدان و من چون گوی در ذوق سراندازی
  6. شمارهٔ ۳۹۵دلا، رفت آنکه: وصل دلستانی داشتم روزی
  7. شمارهٔ ۳۹۶شب فراق ز صبحم خبر چه می‌پرسی؟
  8. شمارهٔ ۳۹۷دیده ام از تو بلایی که ندیدست کسی
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.