پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۱

من نگویم که: وفا یار مرا بایستی

اندکی صبر دل زار مرا بایستی

زین همه خواب که بخت سیه من دارد

اندکی دیده بیدار مرا بایستی

هر کجا شیوه دلجویی و احسان دیدم

غیرتم کشت که: دلدار مرا بایستی

ذوق پیکان ترا صید ندانست، دریغ!

زخم آن سینه افگار مرا بایستی

لطف خوبان دگر نیست علاج دل من

این صفت یار ستمگار مرا بایستی

در جهان قاعده مهر و وفا نیست، ولی

یار بی رحم و جفاگار مرا بایستی

وصف آن روی چو مه پیش هلالی گفتم

گفت: این شمع شب تار مرا بایستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۳ماه من، روی تو خوبست و چنین بایستی
  2. شمارهٔ ۳۸۴ای ز بهار تازه تر، تازه بهار کیستی؟
  3. شمارهٔ ۳۸۵گفتی: بگو که: بنده فرمان کیستی؟
  4. شمارهٔ ۳۸۶بر من، ای شوخ، ستم‌ها کردی
  5. شمارهٔ ۳۸۷رفتی، ای ماه، که از مهر وفا می‌کردی
  6. شمارهٔ ۳۸۸ای شهسوار حسن، بمیدان خوش آمدی
  7. شمارهٔ ۳۸۹دوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی؟
  8. شمارهٔ ۳۹۰ای مسلمانان، گرفتارم بدست کافری
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.