پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۰

مست با رخسار آتشناک بیرون تاختی

جلوه ای کردی و آتش در جهان انداختی

چون نمی پرداختی آخر بفکر کار ما

کاشکی! اول بحال ما نمی پرداختی

بی نوا گشتم بکویت چون گدایان سالها

وه! که یک بارم بسنگی چون سگان ننواختی

ای دل درویش، با خوبان نظر بازی مکن

کندرین بازیچه نقد دین و دل پرداختی

بس که کردی ناله، ای دل، بر سر بازار و کوی

هم مرا، هم خویش را، رسوای عالم ساختی

بهر خونریز هلالی تیغ خود کردی علم

در فن عاشق کشی آخر علم افراختی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۲ز من بیگانه شد، بیگانه با اغیار بایستی
  2. شمارهٔ ۳۸۳ماه من، روی تو خوبست و چنین بایستی
  3. شمارهٔ ۳۸۴ای ز بهار تازه تر، تازه بهار کیستی؟
  4. شمارهٔ ۳۸۵گفتی: بگو که: بنده فرمان کیستی؟
  5. شمارهٔ ۳۸۶بر من، ای شوخ، ستم‌ها کردی
  6. شمارهٔ ۳۸۷رفتی، ای ماه، که از مهر وفا می‌کردی
  7. شمارهٔ ۳۸۸ای شهسوار حسن، بمیدان خوش آمدی
  8. شمارهٔ ۳۸۹دوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.