پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۳

ماه من، روی تو خوبست و چنین بایستی

لیک خویت قدری بهتر ازین بایستی

حیف باشد که رسد خاک بآن دامن پاک

آسمان وقت خرام تو زمین بایستی

چین در ابروی تو در صحبت احباب خطاست

پیش اغیار در ابروی تو چین بایستی

تا مگر یافتمی دست بر آن خاتم لعل

همه آفاق مرا زیر نگین بایستی

زود برخاست ز هر گوشه بلای خط تو

این بلا تا به ابد گوشه نشین بایستی

بی تو خوشدل شدم از آمدن غم، که مرا

همه اسباب اجل بود، همین بایستی

شب هجرست، هلالی، ز مه و مهر چه سود؟

امشب آن ماهرخ زهره جبین بایستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۵گفتی: بگو که: بنده فرمان کیستی؟
  2. شمارهٔ ۳۸۶بر من، ای شوخ، ستم‌ها کردی
  3. شمارهٔ ۳۸۷رفتی، ای ماه، که از مهر وفا می‌کردی
  4. شمارهٔ ۳۸۸ای شهسوار حسن، بمیدان خوش آمدی
  5. شمارهٔ ۳۸۹دوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی؟
  6. شمارهٔ ۳۹۰ای مسلمانان، گرفتارم بدست کافری
  7. شمارهٔ ۳۹۱چند پرسم خبر وصل و نیابم اثری؟
  8. شمارهٔ ۳۹۲من بنده کمین و تو سلطان کشوری
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.