پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۲

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

خلقی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

گه معتکفِ دِیرم و گه ساکن مسجد

یعنی که ترا می‌طلبم خانه به خانه

هر کس به زبانی صفت مدح تو گوید

مطرب به سرود نی و بلبل به ترانه

حاجی به رهِ کعبه و من طالب دیدار

او خانه همی جوید و من صاحب خانه

مقصود من از کعبه و بت خانه تویی، تو

مقصود تویی کعبه و بت خانه بهانه

چون در همه جا عکس رخ یار توان دید

دیوانه نیم من، که روم خانه به خانه

افسون دل افسانهٔ عشقست وگر نی

باقی به جمالت که فسونست و فسانه

تقصیر هلالی به امید کرم تست

یعنی که گنه را به ازین نیست بهانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۴بی‌جهت با ما چرا آهنگ غوغا کرده‌ای؟
  2. شمارهٔ ۳۷۵ای که به خون مردمان چشم سیاه کرده‌ای
  3. شمارهٔ ۳۷۶کشیده‌ای می و بالای منظر آمده‌ای
  4. شمارهٔ ۳۷۷ای آنکه در نصیحت ما لب گشوده‌ای
  5. شمارهٔ ۳۷۸امشب تو باز چشم و چراغ که بوده‌ای؟
  6. شمارهٔ ۳۷۹چون گویمت که: در دل ویران من درآی
  7. شمارهٔ ۳۸۰مست با رخسار آتشناک بیرون تاختی
  8. شمارهٔ ۳۸۱من نگویم که: وفا یار مرا بایستی
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.