پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۴

دردا! که باز ما را دردی عجب رسیده

هم دل ز دست رفته، هم جان بلب رسیده

آن ماهرو که با من شبها بروز کردی

رفتست و در فراقش روزم بشب رسیده

کی باشد آنکه: بینم از دولت وصالش

اندوه و درد رفته، عیش و طرب رسیده؟

مشکل که در قیامت بینند اهل دوزخ

آنها که بر تو از من از تاب و تب رسیده

غیر از طلب، هلالی، کاری مکن درین ره

هرکس رسیده جایی، بعد از طلب رسیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۶به کجا روم ز دردت؟ چه دوا کنم؟ چه چاره؟
  2. شمارهٔ ۳۶۷ترا، که جان منی، ساخت ناتوان روزه
  3. شمارهٔ ۳۶۸گر نیست جام گلگون، خوش نیست دور لاله
  4. شمارهٔ ۳۶۹تا چند بهر کشتن ما جور و کین همه؟
  5. شمارهٔ ۳۷۰زین پیش لطف بود و کنون جور و کین همه
  6. شمارهٔ ۳۷۱با تو هر ساعت مرا عرض نیازست این همه
  7. شمارهٔ ۳۷۲ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
  8. شمارهٔ ۳۷۳دوش پیمانه تهی آمدم از می خانه
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.