پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۰

باز، ای سوار شوخ، کجا می روی؟ مرو

آه این چه رفتنست؟ چرا می روی؟ مرو

هر دم ز رفتن تو بلای دلست و دین

ای کافر بلا، چه بلا می روی؟ مرو

چین بر جبین فگنده، برون رفتنت خطاست

ای ترک چین، براه خطا می روی، مرو

بر عزم گشت خرم و خندان شدی سوار

ای گل، که همچو باد صبا می روی، مرو

دل رفته است و از پی او تند می روی

با آنکه از پی دل ما می روی، مرو

گفتی: برون روم که: هلالی شود هلاک

او خود هلاک شد، تو کجا می روی، مرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۲یار وداع می کند، تاب وداع یار کو؟
  2. شمارهٔ ۳۵۳بر سر راه تو بودم، که رسیدی ناگاه
  3. شمارهٔ ۳۵۴هر کس که نیست کشته عشقت هلاک به
  4. شمارهٔ ۳۵۵چشم او می خورده و خود را خراب انداخته
  5. شمارهٔ ۳۵۶بلبل بباغ و جغد بویرانه ساخته
  6. شمارهٔ ۳۵۷ماییم جا بگوشه می خانه ساخته
  7. شمارهٔ ۳۵۸آن سایه نیست، دایم دنبال او فتاده
  8. شمارهٔ ۳۵۹جان من، گاهی سخن کن ز آن لب و کامی بده
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.