پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

آمده ای بمنزلم، ای مه نازنین، فرو

ماه مگر ز آسمان آمده بر زمین فرو؟

نیست عرق ز تاب می، وقت صبوح بر رخت

ریخته شبنم سحر، بر گل آتشین فرو

چند بخشم بگذری، توسن ناز زیر ران

وه! که دمی نیامدی از سر خشم و کین فرو

چون تو بناز دست خود رقص کنان فشانده ای

ریخته صد هزار جان، عاشق از آستین فرو

بس که ز غصه خون من، جوش کنان، بسر رود

در تب اگر عرق کنم، خون چکد از جبین فرو

خورد هلالی از کفت سیلی رنج و آه و غم

بر سر کس نیامده، رحمتی این چنین فرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱این چه چشسمت؟ که بی خوابم ازو
  2. شمارهٔ ۳۵۲یار وداع می کند، تاب وداع یار کو؟
  3. شمارهٔ ۳۵۳بر سر راه تو بودم، که رسیدی ناگاه
  4. شمارهٔ ۳۵۴هر کس که نیست کشته عشقت هلاک به
  5. شمارهٔ ۳۵۵چشم او می خورده و خود را خراب انداخته
  6. شمارهٔ ۳۵۶بلبل بباغ و جغد بویرانه ساخته
  7. شمارهٔ ۳۵۷ماییم جا بگوشه می خانه ساخته
  8. شمارهٔ ۳۵۸آن سایه نیست، دایم دنبال او فتاده
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.