پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴

هر کس که نیست کشته عشقت هلاک به

هر کس که نیست خاک رهت، زیر خاک به

گر جان پاک در ره تو خاک شد چه باک؟

بالله! که خاک راه تو از جان پاک به

با سوز او بساز، که عشقست کارساز

وز درد او منال، که دل دردناک به

بر چاکهای سینه منه مرهم، ای طبیب

ما عاشقیم و سینه ما چاک چاک به

غم نیست گر هلالی بیدل هلاک شد

جانا، تو زنده باش، که او خود هلاک به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۶بلبل بباغ و جغد بویرانه ساخته
  2. شمارهٔ ۳۵۷ماییم جا بگوشه می خانه ساخته
  3. شمارهٔ ۳۵۸آن سایه نیست، دایم دنبال او فتاده
  4. شمارهٔ ۳۵۹جان من، گاهی سخن کن ز آن لب و کامی بده
  5. شمارهٔ ۳۶۰کیست آن سرو روان؟ کز ناز دامن بر زده
  6. شمارهٔ ۳۶۱بر بستر هلاکم، بیمار و زار مانده
  7. شمارهٔ ۳۶۲ای همچو پری از من دیوانه رمیده
  8. شمارهٔ ۳۶۳بخون نشست دلم، خار غم خلیده خلیده
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.