پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۲

یار وداع می کند، تاب وداع یار کو؟

وعده وصل می دهد، طاقت انتظار کو؟

نسبت روی خوب او با مه و مهر چون کنم؟

عارض مهر و ماه را طره مشکبار کو؟

یار نو و بهار نو باعث مجلسست و می

ساغر لاله گون کجا؟ ساقی گل عذار کو؟

وه! که بر آستان تو گشت رقیب معتبر

پیش سگ درت مرا این قدر اعتبار کو؟

طبع هلالی، از جهان، سوی عدم کشد ولی

رفت بباد نیستی، خوشتر ازین دیار کو؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۴هر کس که نیست کشته عشقت هلاک به
  2. شمارهٔ ۳۵۵چشم او می خورده و خود را خراب انداخته
  3. شمارهٔ ۳۵۶بلبل بباغ و جغد بویرانه ساخته
  4. شمارهٔ ۳۵۷ماییم جا بگوشه می خانه ساخته
  5. شمارهٔ ۳۵۸آن سایه نیست، دایم دنبال او فتاده
  6. شمارهٔ ۳۵۹جان من، گاهی سخن کن ز آن لب و کامی بده
  7. شمارهٔ ۳۶۰کیست آن سرو روان؟ کز ناز دامن بر زده
  8. شمارهٔ ۳۶۱بر بستر هلاکم، بیمار و زار مانده
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.