پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۶

سازم قدم ز دیده و آیم بسوی تو

تا هر قدم بدیده کشم خاک کوی تو

روی تو خوب و خوی تو بد، آه! چون کنم؟

ای کاش! همچو روی تو می بود خوی تو

منما جمال خویش بهر کج نظر، که نیست

چشم بدان مناسب روی نکوی تو

جان و دل آرزوی وصال تو کرده اند

من نیز کرده با دل و جان آرزوی تو

چون من هلاک روی توام، رخ ز من متاب

بگذار تا: هلاک شوم پیش روی تو

ای دل، ز دیده گریه شادی طمع مدار

کین آب رفته باز نیاید بجوی تو

ساقی، مران ز مجلس خویشم، که خو گرفت

دستم بجام باده و چشمم بروی تو

گفتی: کنم هلالی دیوانه را علاج

ای من غلام سلسله مشک بوی تو

از لطف گفته ای که: هلالی غلام ماست

ای من غلام لطف چنین گفتگوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۸سینه مجروحست و از هر جانبی صد غم درو
  2. شمارهٔ ۳۴۹آمده ای بمنزلم، ای مه نازنین، فرو
  3. شمارهٔ ۳۵۰باز، ای سوار شوخ، کجا می روی؟ مرو
  4. شمارهٔ ۳۵۱این چه چشسمت؟ که بی خوابم ازو
  5. شمارهٔ ۳۵۲یار وداع می کند، تاب وداع یار کو؟
  6. شمارهٔ ۳۵۳بر سر راه تو بودم، که رسیدی ناگاه
  7. شمارهٔ ۳۵۴هر کس که نیست کشته عشقت هلاک به
  8. شمارهٔ ۳۵۵چشم او می خورده و خود را خراب انداخته
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.